((ان لربكم في ايام دهركم نفحات من رحمته الا فتعرضوا لها))
به نام خدا
همایش دو روزه این حسین توست روز دوم: شب شعر مشق آب با حضور استاد عبدالجبار کاکایی و شاعران برگزیده همایش زمان: سه شنبه ۱۷الی۲۰ مکان: خیابان ۱۶ آذر؛ باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران. حضور براي عموم آزاد است. كانون انديشه صفير
به نام خدا
شبی خواب دیدم که پروانه ام و از گلی به گلی دیگر می پرم. بی خبر بودم از اینکه جوانگ زه ام. ناگه برخاستم و باز جوانگ زه شدم. ولی نمی دانستم که آیا من جوانگ زه ام که خواب دیدم پروانه شده بودم یا پروانه ام و خواب می بینم که جوانگ زه شده ام؟
*(( این کتاب بی فایده است))؛ آموزه های جوانگ زه ( چوانگ تزو/ تزه)؛ توماس مرتون؛ ترجمه علیرضا تنکابنی؛ کاروان ۱۳۸۳.
![]() از ذکر علی مدد گرفتیم آن چیز که میشود گرفتیم در بوته ی آزمایش عشق از نمره ی بیست صد گرفتیم دیدیم که رایت علی سبز معجون هدایت علی سبز درچمبر آسمان آبی خورشید ولایت علی سبز از باده ی حق سیاه مستیم اما زحمایت علی سبز شیرین شکایت علی زرد فرهاد حکایت علی سبز دستار شهادت علی سرخ لبخند رضایت علی سبز در نامه ی ما سیاه رویان امضای عنایت علی سبز (مرحوم آقاسی)
((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))
((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین)) خوشبختانه خبر رسید که دو تن از کارمندانی که ذکرشان در ذیل رفت قرار است در قسمتهای دیگر دانشگاه (نه اداره امور فرهنگی) جذب خواهند شد. هر چند نقد بر سیاستهای فرهنگی پابرجاست اما از نظر تعدیل نیروها ذکر این نکته ضروری بود. التماس دعا ((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین)) نفحات جایی است برای سخن از علم و فرهنگ! هرچند در نفحات روال بر این نبوده که از مشکلات سیاستهای اجرایی فرهنگ سخن بگوییم اما این بار احساس مسئولیت می کنم که چند خطی بنگارم که تنها نوشته شده باشد! امروز پس از یک ماه که در سفر بودم به کانون اندیشه صفیر در باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران رفتم. با تجربیاتی که من و دوستان در محیطهای فرهنگی و فوق برنامه دانشگاه داشتیم باشگاه را بهترین مکان یافتیم. هر چند مدیریت از بالا سختگیریهای غیر موجه می کند اما مدیران باشگاه و کارمندان همگی علاقه مند به برنامه های فرهنگی-دانشجویی هستند و با اغلب عشق و علاقه فعالیت می کنند. امروز باشگاه دیر باز شد. داخل باشگاه همه غمگین بودند .و گاه مزاحهایی _که همه تلخ خند به همراه داشت_ می کردند. اما غم مشخص بود. سخن از اخراج و رفتن بود هم جناب مهندس و هم آقای نورایی حرفهایی زدند اما من متوجه نشدم. تا خانم جمشیدی آمدند و کامل بیان کردند. تعدادی از کارمندان باشگاه اخراج شدند! چرا؟ چون بودجه نیست! آقای عبدالمالکی(مسئول انجمن های علمی) که بیش از 15 سال تجربه دارند و واقعاً به کارشان علاقه دارند. خانم نایبی(مسئول نشریات) خانم حسینی (مسئول صدور کارت بین المللی) خانم جمشیدی(مسئول کانون ها) واقعاً برای ما زحمت کشیدند و در تمامی برنامه های کانون ها به خصوص کانون انیشه صفیر حجم زیادی از کار بر عهده ایشان بود. بعد از آمدن ایشان کانون ها کم کم داشت سر و سامان می گرفت. کانون قرآن، کانون موسیقی و فیلم دوباره داشتند تشکیل می شدند. جلسات منظم شده بودند و به دنبال جشنواره کانون ها بودیم! ( زهی خیال باطل!) همه اخراج شدند! اینها فقط اخراجی های بخشی از اداره کل امور فرهنگی است! تعداد دیگری از کارمندان و کارشناسان اداره کل هم اخراج شدند. خبر جالب دیگر هم تعطیلی مر کز آموزشهای فرهنگی و هنری دانشگاه تهران (واقع در چهار راه ولیعصر است) است! این مرکز هم به زودی تعطیل می شود. تمامی کلاسهای زبانهای خارجه، موسیقی، نقاشی، طراحی و دهها کلاس دیگر در این مرکز برگزار می شود.(کم کم باید گفت می شد!) برای کسی مثل من که در گوشه و کنار دانشگاه بوده است و نیز حتی کسانی که تنها به دانشگاه می آیند و می روند پرواضح است که بهانه کمیود(نبود!) بودجه بازیچه ای قدیمی است که اگر صادق هم باشد نشان از بی کفایتی مسئولان دانشگاه و متولیان امور فرهنگی کشور(نه همه آنان بلکه کسانی که صاحب قدرت هستند) دارد. صرف نظر از اینکه اخراج کارمندان (در فاصله زمانی کوتاه پس از انتخابات ریاست جمهوری) چه ضربه ای به ایشان و خانواده هایشان می زند، اینگونه اعمال و کارهای بسیار از این دست عدم توجه کافی مسئولان را به مباحث فرهنگ و اندیشه و دین و نیز ایرادات سیاستهای فرهنگ و اندیشه کشور را می رساند. فرهنگ و اندیشه ای که انقلاب اسلامی ما مولود این زوج است. فرهنگ و اندیشه ای که دلیل بعثت انبیاء و مایه سعادت انسان است. به امید اینکه روزی فرهنگ ایرانی -اسلامی باز هم به روزهای اوج بازگردد و شاید حتی از آن فراتر رود. م.ا.محب علی ((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))
اوایل اسفند ماه یا شاید اواخر بهمن ماه بود. تازه با وبلاگ نویسی آشنا شده بودم. با وجود انکه سالیان بود که از اینترنت استفاده می کردم اما چیزی زیادی از بلاگ نمی دانستم و برای کارهای ساده زمان زیادی وقت می گذاشتم. در راه اندازی وبلاگ دوستان بسیار کمک کردند. در ابتدای کار شروع به جستجو در نهج البلاغه کردم این حدیث را نیکو یافتم برای آغازِگفتن: ((تکلّموا تعرفوا٬فانّ المرءمخبوء تحت لسانه)) (سخن بگویید تا شناخته شوید٬ زیرا که انسان در زیر زبان خود پنهان است.))[ترجمه نهج البلاغه٬محمد دشتی٬حکمت ۳۹۲] هر چند نگارندگان اصلی وبلاگ هم انتقاداتی داشتند که نویسندگان را کم کنید و آنانی را که نمی نگارند حذف کنید اما من باز هم امیدوار یود. ((تکلّموا تعرفوا٬فانّ المرءمخبوء تحت لسانه)) محمد امین محب علی
((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))
"مخمس شیخ بهایی بر اساس غزل خیالی بخارایی" بدون شرح! تا کي به تمناي وصال تو يگانه اشکم شود از هر مژه چون سيل روانه خواهد که سرآيد غم هجران تو يا نه (( اي تيره غمت را دل عشاق نشانه جمعي به تو مشغول و تو غايب ز ميانه)) رفتم به در صومعه عابد و زاهد ديدم همه را پيش رخت راکع و ساجد در ميکده رهبانم و در صومعه عابد ((گه معتکف ديرم و گه ساکن مسجد يعني که تو را ميطلبم خانه به خانه)) روزي که برفتند حريفان پي هر کار زاهد سوي مسجد شد و من جانب خمار من يار طلب کردم و او جلوهگه يار (( حاجي به ره کعبه و من طالب ديدار او خانه همي جويد و من صاحب خانه)) هر در که زنم صاحب آن خانه تويي تو هر جا که روم پرتو کاشانه تويي تو در ميکده و دير که جانانه تويي تو ((مقصود من از کعبه و بتخانه تويي تو مقصود تويي، کعبه و بتخانه بهانه)) بلبل به چمن زان گل رخسار نشان ديد پروانه در آتش شد و اسرار عيان ديد عارف صفت روي تو در پير و جوان ديد (( يعني همه جا عکس رخ يار توان ديد ديوانه منم، من که روم خانه به خانه)) عاقل به قوانين خرد راه تو پويد ديوانه برون از همه آئين تو جويد تا غنچهء بشکفتهء اين باغ که بويد ((هر کس به بهاني صفت حمد تو گويد بلبل به غزل خواني و قُمري به ترانه)) بيچاره بهايي که دلش زار غم توست هر چند که عاصي است ز خيل خدم توست اميد وي از عاطفت دم به دم توست ((تقصير "خيالي" به اميد کرم توست يعني که گنه را به از اين نيست بهانه!))
((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))
میلاد حضرت امیر است. این ایام چیز زیادی برای گفتن ندارم اما از آنجا که بی انصافیست در این ایام سخن از آن حضرت نگفتن! به دنبال مطلب نگاهی به آرشیو کردم و از سال ۸۶ مطلبی آوردم. حتی خودم هم مضمون را به خاطر نداشتم پس پر بی لطف نیست تکرار!
((الحمد لله الذی لا یبلغ مِدحته القائلون)) سپاس خداوندی را که سخنوران از ستودن او عاجزند.(نهج البلاغه٬ تر جمه محمد دشتی٬ خطبه ۱) میلاد یکی از دلایل خلقت٬ امیر المؤمنین و امام العارفین٬ امام علی(ع) را گرامی می داریم. نه در اختر حرکت بود نه در قطب سکون گر نبودی به زمین خاک نشینانی چند علی (ع) همان است که پیامبر آفرینش خود و او را از یک نور و یک شجر فرمودند. نمی دانم از چه چیز علی(ع) بگویم... . علی(ع) کریم است بر همه حتی... شاید بهتر باشد بخواهیم آنچه سعدی خواسته است. سعدی استاد سخن در قصیده معروف خود پس از ستایش پیامبر اعظم(ص) و خلفای راشدین به هنگامی که به امام علی(ع) می رسد٬ اینگونه می گوید: کس را چه زور و زهره که وصف علی(ع) کند جبار در مناقب او گفته"هل أتی" زور آزمای قلعه خیبر که بند او در یکدگر شکست به بازوی لافتی مردی که در مصاف زره پیش بسته بود تا پیش دشمنان ندهد پشت بر غزا شیر خدا و صفدر میدان و بحر جود جان بخش در نماز و جهان سوز در وغا دیباچه مروت و سلطان معرفت لشکر کش فتوت و سردار اتقیا فردا که هر کسی به شفیعی زنند دست ماییم و دست و دامن معصوم مرتضی(ع) آری٬ سعدی پس از اینکه مدح مولای متقیان را می کند از آنجا که می داند اهل بیت کریم اند٬ حاجت خود را که شفاعت است از مرتضی(ع) می خواهد. او در ضمن این بیت اعتقاد خود به دو اصل مهم شیعه یعنی شفاعت و عصمت امام علی(ع)(در بیت های بعد از این و در دیگر جایها اهل بیت) را بیان می کند.
((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))
این روزها وطن اسلامی نا آرام است. دلایل آن برای همه روشن است، هر چند بعضی از دوستان خود را به خواب زده اند و بعضی دست به تاویلات غریب می زنند. فاجعه ۲۵ خرداد کوی دانشگاه بسیار دردناک بود. هرچند اخبار ضد و نقیضی می رسد اما آنچه که در صبح ۲۵ خرداد مشاهده کردم و آنچه از حاضران شنیدم برای من چیزی جز بیزاری از عاملان آن و احساس تاثر بر جای نگذاشت! تفکری که باعث به وجود آمدن چنین اعمالی می گردد نه تنها بویی از ولایت فقیه و افکار و اندیشه های امام راحل(ره) نبرده، بلکه به کلی از انسانیت به دور است. بدینوسیله از طرف خود و همفکرانم این فاجعه را به مقام معظم رهبری، امام راحل(ره)، شهدای گرامی و همچنین به محضر حضرت ولی عصر(عج) تسلیت عرض می نمایم و از خداوند متعال هدایت عاملان این فاجعه غیر انسانی را خواستارم. *.اعلام انزجار آیت الله امجد از حوادث کوی دانشگاه شعر زیر را تنها به جهت ارتباط آن با ایران اسلامی آورده ام.
وطن٬ وطن نظر فکن به من که من به هر کجا٬ غریب وار٬ که زیر آسمان دیگری غنوده ام همیشه با تو بوده ام همیشه با تو بوده ام اگر که حال پرسی ام تو نیک می شناسی ام من از درون قصه ها و غصه ها بر آمدم: ....
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 23:27
توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85) موضوع: دانشگاه| |